از خود نوشتن

آدم خانه اش یک جاست، دلش هزار جای ِ دیگر ...

از خود نوشتن

آدم خانه اش یک جاست، دلش هزار جای ِ دیگر ...

از خود نوشتن

اینجا وبلاگ شخصی منه که از زندگیم و تجربه ها و علاقمندی هام مینویسم.

طبقه بندی موضوعی

!

چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۰۹ ب.ظ

تا جایی که یادم می آید بیشتر از اینکه خوشحال یا ناراحت یا هر چیزی باشم، متعجب بوده ام. متعجب بوده ام از آدم ها، در هر برهه ای از زمان هم یک دسته ی خاص. زمانی متعجب بودم از آدم هایی که می خواهند با پررنگ کردن بدی های دیگران، خودشان را خوب نشان دهند، و حتی متعجب از آن هایی که پای حرف آن آدم ها می نشینند و تصدیقشان هم می کنند. دسته ی دومی که از آن ها متعجب شدم آن هایی بودند که می دیدم پشت سر بقیه چه حرف ها که نمی زنند ولی جلویشان تا زانو خم می شدند. از آدم های زیادی متعجب شدم. از مردمی که توی فیس بوک و توییتر و وبلاگ و اینستاگرام طرفدار عدالت و آزادی و حقوق بشر بودند و هشتگ اشو می زدند و شعرهای فروغ خوان بودند و مارکز و نیچه و داستایوفسکی می شناختند ولی همان مردم توی خیابان با هر حادثه ی تلخی سلفی می گرفتند و به خانم ها تیکه های جنسیتی می انداختند و حقوق شهروندی بلد نبودند.

حالا در این برهه از زمان متعجبم از آدم هایی که خوشبختی و آرامش را از خود دریغ می کنند، همان هایی که با کوچکترین دلیلی دلشان را عزادار می کنند و آن هزار و یک دلیلی که بهشان آرامش می دهد را نمی بینند. متعجبم از آدمهایی که حفظند راه را ولی قدم نمی گذارند در آن. 

  • ۹۵/۱۱/۲۷
  • ساناز میم

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی